<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title>Administrative Law</title>
<title_fa>حقوق اداری</title_fa>
<short_title>qjal</short_title>
<subject>Literature &amp; Humanities</subject>
<web_url>http://qjal.smtc.ac.ir</web_url>
<journal_hbi_system_id>1</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>admin</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn>2821-1561</journal_id_issn>
<journal_id_issn_online>2383-1863</journal_id_issn_online>
<journal_id_pii>8</journal_id_pii>
<journal_id_doi>10.61186/qjal</journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid>14</journal_id_sid>
<journal_id_nlai>8888</journal_id_nlai>
<journal_id_science>13</journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1393</year>
	<month>8</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2014</year>
	<month>11</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>2</volume>
<number>5</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<title_fa>تأمّلی بر سیر تحوّلات تجدیدنظر خواهی در دیوان عدالت اداری</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>تخصصي</subject_fa>
	<subject>Special</subject>
	<content_type_fa>پژوهشي</content_type_fa>
	<content_type>Research</content_type>
	<abstract_fa>&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-right:14.1pt;&quot;&gt;انسان به طور طبیعی موجودی ممکن&amp;shy;الخطا است. به منظور امکان اصلاح اشتباه یا خطای قاضی در رسیدگی و در جهت رعایت دادرسی عادلانه و به عنوان یکی از حقوق و ابزارهای دفاعی طرفین دعوی (نوعاً محکومٌ&amp;shy;علیه در دعوی) قانونگذار امکان رسیدگی مجدّد به دعوی را پیش&amp;shy;بینی نموده، تا ضریب وقوع اشتباه و تخلّف به کمترین حدّ ممکن برسد. در قریب به اتّفاق نظام&amp;shy;های قضایی، الزامات مربوط به رعایت حقّ دسترسی به دادگاه در مرحلۀ تجدیدنظر نیز شناسایی گردیده است.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-right:14.1pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;در خصوص لزوم یا عدم لزوم پیش&amp;shy;بینی تجدیدنظر، سه گروه عمده را می&amp;shy;توان شناسایی نمود: 1. نظریّۀ عدم پذیرش 2. نظریّۀ پذیرش مطلق و 3. نظریّۀ پذیرش نسبی. دستۀ اوّل معتقدند که طرفین می&amp;shy;بایست تمام دلائل خود را به محکمه ارائه و محکمه نیز باید با نهایت دقّت و در فرصت کافی رأی خود را بدهد و اگر فرض بر این باشد که در رأی صادره اشتباهی رخ دهد به همین سیاق ممکن است که محکمه&amp;shy;های بعدی نیز آن اشتباه را انجام دهند که ایجاد دور می&amp;shy;نماید و عقلاً باطل است. طرفداران دستۀ دوّم که در میان نظام&amp;shy;های قضائی، پیروان بیشتری دارند با قبول تجدیدنظر خواهی، عدالت بیشتر و صحیح&amp;shy;تر انجام و احکام با دقّت بیشتر اجرا می&amp;shy;گردد و فرصت اصلاح نیز به متّهم داده می&amp;shy;شود؛ امّا طرفداران دستۀ آخر با اصل قضیّۀ تجدیدنظر خواهی موافق بوده ولی معتقدند که باید بین دعاوی مهم و کم اهمّیّت تفکیک قائل شد؛ زیرا رسیدگی به دعاوی کم اهمّیّت، موجب طولانی شدن زمان رسیدگی به پرونده&amp;shy;ها شده و هم&amp;shy;چنین افزایش بار محاکم تجدیدنظر و هزینۀ زائد غیر ضروری بر بودجۀ عمومی می&amp;shy;گردد. ضمن این&amp;shy;که با حذف دعاوی کم اهمّیّت، محاکم تجدید نظر فرصت بیشتری برای رسیدگی دقیق&amp;shy;تر و منصفانه&amp;shy;تر به دعاوی مهم جهت رعایت عدالت خواهند داشت.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-right:14.2pt;&quot;&gt;در دادرسی اداری در ایران، شکایت از آراء در طول سالیان پس از تأسیس دیوان عدالت اداری تاکنون فراز و نشیب&amp;shy;های فراوانی داشته است؛ در سال 1360، آراء صرفاً در صورتی قابلیّت اعتراض داشتند که به ضرر واحد اداری صادر می&amp;shy;شدند. متعاقباً در سال 1378 با اصلاح قانون، تقریباً تمام آراء نسبت به طرفین قابل اعتراض اعلام شد. امّا جالب این&amp;shy;که قانونگذار در سال 1385 با چرخش کامل از موضع سابق خود، اصل قطعیّت آراء را پذیرفت و در موارد استثنائی آراء قطعی را قابل رسیدگی مجدّد دانست. مجدّداً قانونگذار در سال 1392 تجدیدنظر خواهی در دیوان را به صورت مطلق احیاء نمود.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-right:14.1pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در مجموع به نظر می&amp;shy;رسد، قانونگذار برای تجدیدنظر خواهی در دیوان به نوعی دچار &amp;laquo;افراط&amp;raquo; و &amp;laquo;تفریط&amp;raquo; گردیده است یا کلّاً شعب تجدیدنظر را حذف و آراء شعب دیوان را قطعی دانسته است و یا کلّیّۀ آرای شعب بدوی را قابل تجدیدنظر خواهی دانسته است. به&amp;shy; نظر می&amp;shy;رسد، راهکار مناسب در این خصوص، تفکیک کیفی و ماهوی (تفکیک تصمیمات اداری از تصمیمات شبه&amp;shy;قضائی) و کمّی (تفکیک تصمیمات مهم و کم اهمیت) تصمیمات مورد اعتراض در شناسایی یا ردّ امکان تجدیدنظر خواهی (پیش&amp;shy;بینی تجدیدنظر برای تصمیمات اداری مهم و حذف تجدیدنظر برای دعاوی کم اهمّیّت و اعتراضات به تصمیمات شبه&amp;shy;قضائی)، ضمن ایجاد محاکم اداری بدوی و تجدیدنظر در ذیل دیوان عدالت اداری (به عنوان مرجع عالی فرجامی) و تقسیم دعاوی براساس اهمّیّت و نوع دعوی میان سه سطح مزبور می&#8204;باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-right:14.1pt;&quot;&gt;&lt;/p&gt;
</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>تجدیدنظر خواهی, دادرسی منصفانه, شعب بدوی, شعب تجدیدنظر, شعب تشخیص, دیوان عدالت اداری</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>32</end_page>
	<web_url>http://qjal.smtc.ac.ir/browse.php?a_code=A-10-1-26&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>اسدالله</first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>یاوری</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1003194753284600294</code>
	<orcid>1003194753284600294</orcid>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشگاه شهید بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>محمّد</first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>یزدان مهر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1003194753284600295</code>
	<orcid>1003194753284600295</orcid>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشگاه شهید بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>
